تبليغاتX
پرنیان نقش

پرنیان نقش

موضوعاتی در مورد مینیاتور(نقاشی ایرانی )به همراه اثار نقاشی فرهاد رفیعی

این مطلب و نقاشی مرتبط به ان به وبلاگ پرنیان نقش ۲ انتقال یافته است

دوستان عزیز به علت پائین بودن سرعت اینترنت خانگی ممکن است تصاویر باز نشوند که باید اولا چند دقیقه صبر کرد  یا چند مرتبه رفلش نمود   با تشکر                farhad_r631@yahoo.com
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 21:27  توسط فرهاد رفیعی  | 


وداع   اندازه: ۳۵در ۲۰       تکنیک ابرنگ و گواش   اثر فرهاد رفیعی

این اثر را در ماه محرم سال ۷۷ کار کردم اول نمی خواستم تصویری از حضرت حسین کار کنم وفقط ذوالجناح را میخواستم بکشم اما حسش امد و تصویر به خودی خود کامل شد تصویری که در ان لحضه وداع ذوالجناح با حضرت را نشان می دهد 

در دیوان عمان سامانی که یکی از عر فاست و مثنویهای زیبایی دارد نگاشته شده است که در لحظات اخر کار حضرت اباعبدالله (ع) جبرئیل بر حضرت ظاهر شده و عرض می کند که پیامی از سوی خداوند ورسول خدا برای ایشان اورده است که حضرت میفرماید انکه تو از سویش پیام اوردهای بی حجاب اینک در اغوش من است وبه جبرئیل می فرماید      جبرئیلا رفتنت زینجا نکوست    

                                                             پرده کم شو در میان ماودوست

 

 

عرفا به حضرت حسین(ع) لقب  ظهور العشق العلی مدهند وایشان را عالیترین ظهور عشق در عوالم میدانند    

    


هنر وهنر مند

هنر ، بازتاب زيبايي هاست . و هنرمند به سان آينه انوار حقيقي هنر را منعكس مي كند . بنا بر اين هنرمند خود خالق هنر نيست . بلكه وامدار هنر حقيقي هنرمند واقعي است . اگر اثري مي آفريند در حقيقت آن را از منشايي  ، به نسبت صفاي ضمير و پاكي آينه دروني ، اقتباس كرده است . منشا هنر متعالي ذاتي است كه جمال و زيبايي مطلق است . چه اگر نباشد حسن و زيبايي و تلميح از او صادر نمي شود . مصدر هنر ذاتي است كه خلاق و مبدع است . چه اگر نباشد پس چگونه زيبايي خلق كند ؟ مصدر هنر وجودي است كه ازلي و ابدي است . چه اگر نباشد براي هنر نيز شروع و پاياني  بايد متصور بود ، حال آنكه چنين نيست . بنابر اين مي توان نتيجه گرفت كه اصل ، مبدا و سرچشمه هنر وجود خداي باري تعالي است كه به ميزان استعداد و گنجايش و صفاي باطن انسان در بازتاباندن انوار شاهد حقيقي ، از شعاع نوراني خود بهره مي دهد . هنر آفريدن و خلق كردن است . آفرينش هنر است . هنري كه مبدع آن خداي ازلي و ابدي است . آفرينش جهان ، حيات و انسان هنر حقيقي و اصيل است

از اين گفته مي توان بر داشت كرد كه هنرمند نيز بايد لياقت ، ظرفيت و كمال آن را پيدا كند تا بتواند جلوه هاي جمال و جلال الهي را منعكس و بازتاب نمايد . بدين منظور هنرمند بايد در تصفيه جان و روح وتن خود از پليدي ها بكوشد و غبار كبر و نخوت و غرور را از زندگي خويش بزدايد و زنگار پستي و پليدي را از آينه جان خود كه ابزار بازتاب جمال شاهد حقيقي است ، پاك كند . براي نمونه امام علي در شرايطي كه يك هنرمند خوشنويس بايد كسب كند چنين مي فرمايند :

" خط در تعليم استاد گنجانده شده و ثبات و پايداري و قوام آن به زياد مشق كردن و حفظ مفردات و آموختن تركيب مركبات است و نيز به ترك بازداشتني ها و منهيات . و زيبايي آن به حسن نيت و صفاي باطن و محافظت نماز و روزه است ."   

بنا براين نفسي مي تواند  لياقت اين موهبت الهي را پيدا كند كه از هر حيث جنبه رحماني و الهي پيدا كند .

               اما آيا هنر فقط به چند هنري كه اصطلاحا آن ها را نقاشي و خطاطي و تذهيب و ... مي خوانيم ، مختصر مي شود ؟ در پاسخ بايد گفت اگر چه هر كدام از اين اجزا به نوعي جلوه و جمالي از هنر محسوب مي شوند اما هنر فقط به اين چند نمونه خلاصه نمي شود . بلكه هر آنچه كه به جهت صفاي باطن و خلوص نيت از انسان صادر شود و نشاندهنده جلوه و بعد رحماني او باشد هنر است . حال مي خواهد در رفتار انسان در كوچه و بازار نمود پيدا كند يا بر روي بوم و پارچه و كاغذ . بدين معنا يك مكتشف و يك مخترع نيز يك هنرمند به حساب مي آيند . از اين لحاظ كه اگر مثلا مكتشفي راه علاج يك بيماري را يافت به جهت اينكه شفا در آن راه يا آن ماده از خداي متعال مي باشد و مكتشف وسيله اي براي به ظهور رساندن شفا است ، بنابراين هنرمند تلقي مي گردد . پس مي توان نتيجه گرفت همه انسانها خواه نا خواه هنرمند محسوب مي شوند . زيرا لااقل خود يك جلوه از جلال و جمال آفرينش خداي خالق قهار هستند .

 این مقاله زیبا را در یک سایت پیدا کردم خیلی عالی هنر و ارتباط هنر مند با مبدا زیبایها را توضیح داده ولی متاسفانه از نام نویسنده این سطور خبری نبود

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 21:21  توسط فرهاد رفیعی  | 

 

 

 

این هم یکی دیگر ا ز کارهایم  به نام  نوید طراوت که در سال ۸۳ کار شده است تکنیک ان اکرولیک است اندازه ۵۰در ۷۰

خواستم حالت گفتگو و نوید امدن بهار وطراوت را بین موجودات نشان دهم  


دوستان عزيزم از من خواستند كه درمورد ارتباط رنگها با عرفان مطلبي

بنويسم البه من تا به حال دراين مورد مطلب كاملي نخوانده ام ولي ميدانم كه تمامي رنگها اثري بر روي ذهن  و روح ادمي ميگذارد مثلا رنگ ابي كه رنگ مورد علاقه من است   حس ارامش.  خنكا . سكون ووسعت به روح القا ميكند وشايد به اين دليل است كه ادمي رنگ ابي را با اسمان و دريا شناخته است

يا مثلادر مورد قرمز  اين رنگ رنگ لهيب و هيجانات كنترل ناشده است رنگ عشق رنگي كه اگر كنار زرد قرار گيرد  اتش و خشم را تداعي ميكند

رنگ زرد  ميگويند رنگ زرد به تمايلات دروني و جنسي  دامن ميزند زرد رنگي است اسرار اميز كه انسان را در خود غرق مي كند همانگونه كه انسان در درخشش افتاب غرق مي شود

رنگ سبز شنيدهام كه رنگ سبز رنگ ولايت است  رنگ سبز رنگ اطمينان بخشي است رنگ زندگي . رويش .          پيوند  در جايي خواندم كه توصيه ميشود افراد افسرده  ومتمايل به خود كشي ونااميد را در فضايي از رنگ سبز قرار دهند

ورنگ بنفش كه رنگ اوهام وخيالات است و در طبيعت به زيباي تمام در نقاط نادري به كار رفته است دربعضي مواقع در نقاشي از نوع كبود ان براي القا حس ترس و كابوس استفاده ميشود

از رنگ اكر يا زرد قهواي كه پخته ترين رنگ است براي القا حالت تفكر و تعقل استفاده ميشود در نقاشي سفيد وسياه رنگ محسوب نمي شوند ولي سفيد  پاكي .نرمي لطافت و اميد را القا ميكند و مشكي تاثيربسيار قوي وغالب دارد از تمام رنگها سنگينتر و بالاتر است وعرفا معتقدند كه سياهي نيز درجه اي از نور است كه بالاترين نور و نور ذات است كه خود تمامي نورها را در خود ميگيرد البه نور با رنگ متفاوت است رنگ در حقيقت تاثير نور بر ماده اي خاص و متفاوت است وعرفا براي انواع نور مراتبي قائل هستند كه مي نويسم

1 – نور سفيد بر اثر توجه و مراقبت در وضو و نماز واذكار ماثوره پيدا ميشودو مانند برق در گذر است

2-نور زرد برنگ شمع وچراغ وشعله اتش ظاهر ميشودوان نتيجه بيداري اسحار وتوسل وذكر دائم است كه ان نيز زود گذر است و اندك توقفي دارد وغروب ميكند

3-نور كبود .سبزو ابي در صورت علويات وانوار علوي  ستاره وماه وخورشيد ظاهر ميشود وان بر اثرشدت مراقبه در ذكر وفكروتصفيه قلب ازرذا ئل ووتحليه بخصائل ظهور ميكندكه هر چه مراقبه بيشتر باشد  دوام ان بيشتر است

هر يك از اين انوار بر حسب استعداد و مرتبه وحال سالك است  ونور سياه در فناي تام از انانيت وسلب توجه از خود وساير موجودات است كه مقام تجلي حق است بصفات  حسني واسما عليا كه نور ذات است

سياهي گربداني نور ذات است                  بتاريكي درون  اب حيات است

البته درك معاني فوق براي امثال بنده بسيار دشوار وبعيد ميباشد زيرا شرح وتوصيف مشاهدات در مراتب بسياربالا براي سالك ميباشد كه در قلبش پيدا ميشود كه اينجا بنا به در خواست دوستان از جهت تبرك وتيمن از كتاب یکی از بزرگان عرفانقل گردید 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 10:37  توسط فرهاد رفیعی  | 

رنگ در نقاشی ایرانی جلوه و جایگاه خاصی دارد  در نقاشی ایرانی از رنگهای بسیار و درخشنده استفاده میشود تا به حال ب رنگهای اثار استاد محمود فرشچیان دقت کردهاید  ایشان از طیفهای وسیعی از رنگهای مختلف استفاده میکندکه این ناشی از شناخت ایشان از رنگ  است که حاصل از بیش از ۷۰ سال نقاشی میباشد یادم هست  مدت کوتاهی نقاشی رنگ وروغن را نزد یکی از اساتید اموزش میدیدم ایشان از من پرسید در گوشهای از یک تابلو نقاشی چه رنگهایی به کار رفته؟ ظاهرا قفط رنگ نارنجی بود من گفتم  نارنجی ولی ایشان گفتند نه اینجا چند نوع قرمز . سبز  . ابی  و اکر وزرد به کار رفته   .......... حالا بعد از ۱۰ سال کار کردن متوجه حرفهای ان استاد شده ام  به هر حال تسلط بر کار رنگ بسیار به تمرین و بازی با رنگ احتیاج دارد ونیز بعد از این مدت دریافته ام که طراحی شناخت تاثیرات نور و سایه چه تاثیر شگرفی در نقاشی دارد

در مینیاتور از رنگهای محلول در اب استفاده میشود   ابرنگ    گواش و اکرولیک


ابرنگ

 ابرنگ دارای خصوصیات منحصر به فردی است در این تکنیک رنگها خیلی  روان  وشفاف هستند بگونه ای که بافت  زیر کار در این نقاشی به خوبی نمایان است  ودر مینیاور سبک استاد فرشچیان استفاده خاص و زیبای دارد البته استاد از   رنگهای ابرنگ استفاده نمیکند بلکه از تکنیک ابرنگ استفاده میکند  مثل این اثر که تکریم دانش  اندازه ان ۵۰*۷۰  است

.

 من نیز اثر اندیشه ژرف را با تکنیک ابرنگی کار کردهام که این اثر در نوشتهای قبلی این وبلاگ موجود است  

 


گواش

نقاشی با گواش یکی از مشکلترین تکنیکهای نقاشی است زیرا رام کردن این نوع رنگ احتیاج به تجربه زیادی دارد از گواش میتوان  هم بصورت رقیق وهم به صورت غلیظ استفاده نمود  حلال گواش اب است اثار استاد فرشچیان تا دهه۶۰ به این تکنیک کار شده است  بهترین گواشهایی که در ایران موجود است  گواش مارک  پنتل  ژاپن و وینزور انگلیس میباشد که به صورت تیوپی  و شیشه ای  موجود است این رنگها معایبی هم دارند  این رنگها بعداز استفاده مات میشوند و جلا ندارند ونیز رنگ زیرین کار با رنگ رویی ترکیب شده ومشکل ساز می شود 

این اثر عطر محبت نام دارد که از اثر استاد فرشچیان مشق نموده ام  و تکنیک ان گواش میباشد در سایز ۵۰ در ۷۰  که در تابستان ۷۹ کار شده است

در  ادامه همین پست  تکنیک جدید اکرولیک  را  توضیح خواهم  داددوستان هنر جو اگر در مورد مطالب بالا  سوال یا ابهامی دارند  در خدمت انها  هستم                            موفق باشید

  رنكهاي اكروليك

اين رنگها كه خيلي زياد از عمرشان نمي گذرد تركيبات جديدي هستند با امكانات جديد تقريبا  استاد فرشچيان كار با اين رنگها را از دهه شصت اغاز كرده اند اين رنگها  محلول در اب هستند اما بعد از خشك شدن با هيچ چيز ديگر نه  تركيب ونه حل ميشوند رنگهاي اكروليكرا هم ميتوان مانند ابرنگ بصورت رقيق استفاده كرد هم مانند گواش هم انقدر  غليظ مانند رنگ روغن اكروليك را بيشتر روي مقوا كار ميكنند اما روي بوم هم ميتوان با ان كار كرد اكروليك مانند گواش بعد از خشك شدن مات و كدر نميشود و با رنگ زيرين تر كيب نخواهد شد اما كار كردن با  اكروليك ساده نيست و مهارت و تجربه  نياز دارد  زيرا كه اين رنگ ميل زيادي به خشك شدن دارد از ماركهاي معرف و موجود اكروليك د ر  ايران مي توان مارك       وينزور    گرامباكر    و لوور  را نام برد كه اخري از همه ارزان تر است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 10:54  توسط فرهاد رفیعی  |