با سلام خدمت دوستان وياران همراه با وبلاگ هنري پرنيان نقش
و پوزش از اين كه نتوانستم وبلاگ را زودتر به روز كنم
ديگه تعطيلات تابستانه از راه مي رسه و فصل كار و اموزش براي ما مربيان نقاشي هم از راه مي رسه
فصلي كه فرصت سر خاراندن هم نداريم هم بايد به كار اموزشي برسيم هم بايد از كارهاي هنري و خلق آ ثار
دور نشيم خب چه مي شه كرد زندگي همينه
دوستي به نام خانم ليلا كامنتي گذاشته و نوشته كه به هنر خيلي علاقمند است اما چون دانشجوي يك شهرستان دور است از اين علاقمندي خودش محروم شده من مي خواهم خدمت اين دوست عرض كنم من با نظر شما مخالف هستم زيرا معتقدم اگر ادمي به چيزي علاقمند باشد و واقعاُ به ان عشق بورزد در هر كجا كه باشد مي تواند از اين عشق كسب ارامش كند
مي دوني دوست عزيز من در زندگي شرايطي داشتم كه نشد وارد دانشگاه هنر بشوم بر عكس مجبور شدم تحصيلاتم را در رشته اي ادامه دهم كه اصلا با هنر رابطه اي ندارد حسابداري
اما هيچ وقت در هيچ روزي حتي شبهاي امتحاني كه درسي هم نخوانده بودم نقاشي را كنار نگذاشتم چون اين فقط نقاشي بود كه ارامم مي كرد
جزوه هاي درسي من هميشه پر بود از طراحي هاو نقشهاي مختلف انهم فقط با يك خودكار يا يك مداد سر كلاس سختگير ترين استادهاي حسابداري
بله دوست من براي اين كه احساس ارامش و شعف كني بايد به نياز روحت جواب بدي ان چيزي را كه دوست داري دنبالش بري از كوچكترين امكانات و فرصتها استفاده كن و البته منعطف باشي رمز موفقيت انعطاف است
در اطرافت كاغذ و مداد حتما هست مي توني از يك كتا بفروشي چند كتاب خود اموز طراحي هم تهيه كني
و ارام ارام تمرينت را شروع كني كافي فقط شروع كني يواش يواش با چاشني حوصله علاقه هم بيشتر ميشه و پشتكار هم پيدا ميشه دنيا را چه ديدي شايد فردا با يك مربي خوب هم در اطرافت اشنا شدي و ازش كمك گرفتي .....
ببين پس مي شه ، البته اگر خودت براي خودت مانع و ديوار نتراشي