تبليغاتX
پرنیان نقش

پرنیان نقش

موضوعاتی در مورد مینیاتور(نقاشی ایرانی )به همراه اثار نقاشی فرهاد رفیعی

  TinyPic image

اثر فرهاد رفیعی

اکرولیک روی مقوای ماکت ۲۰*۷۰

بعد از تمام شدن اخرین اثر پر کار یک هفته ای کار جدیدی شروع نکردم و

خیلی کلافه بودم گفتم یک کاری انجام بدم حتی شده دست گرمی باشه

یک هفته ای گذشت و این اثر سپید قلم را کار کردم ولی اسم مناسبی

پیدا نکردم شما مرا راهنمایی کنید تا اسم مناسبی براش پیدا کنم منتظر

اسامی زیبا و نظرات مهم شما هستم     

1-طراحی :شناخت صحیح از طرح و فرم و نورو سایه و مهارت در

ایجاد یک طرح محکم و قوی که باتمرین زیاد محقق میگردد

2-در آبرنگ نور و سایه بسیار مهم است زیرا با این دو عنصر حجم

در نقاشی نشان داده میشود  در آبرنگ نقاشی به دو گروه کلی نور و سایه

ساده میشود این ساده کردنها خیلی مهم است

3-یادگیری 3کنیک کلی آبرنگ یعنی تر روی تر وتر روی خشک و نیز

لکه گذاری

4- مطالعه عمیق و اثر گذار کارهای قوی و استادانه آبرنگ کاران خوب

مانند –استاد ایزدی –استاد نور محمد زاده –استاد مظلومی_استاد صادقی

که مجموعه آثار تمام این هنرمندان چاپ شده (انتشارات نگار)

5-استفاده و آشنایی با لوازم وابزار آبرنگ مرغوب از مقواگرفته آبرنگ

و حتی اسفنج .....دست هنرمن به جنس و رنگ آبرنگ عادت میکند پس

بهتر است از مرغوبترینها استفاده کنید

6-تهیه کتابهای آموزشی که بسیار خوب و آموزنده است

-آبرنگ در ده درس –تونی کاچ

-نقاشی آبرنگ خوزه پارامون

-نقاش گل در آبرنگ –ژان کونز

7-تمرین و تمرین و کار خراب کردن تا یک روز بالاخره کارمهارت لازم

کسب شود

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 13:7  توسط فرهاد رفیعی 

TinyPic image

رنج بودن –اثر فرهاد رفیعی آبرنگ20*25

روی مقوای فابریانا

((لقد خلقنا الانسان فی کبد ))

همانا که انسان را در رنج و سختی آفریدیم

داشتم ورق پاره های روزنامه هارا نگاه میکردم

که به عکسی برخوردم که در صحرای سوزانی زنی

آفرقایی در حالی که کیسه ای سنگین بر سر گذاشته

بود به دنبال آب میگشت

حالت زن ناخودآگاه مرا بر آن داشت که این عکس

را  موضوع نقاشی آبرنگ خود قرار دهم

رنج بودن را هر انسانی بالاخره لمس خواهد کرد

و زندگی چهره خشن و جبار خود را به او نشان

خواهد داد رنج نیاز  وترس با زندگی آدمیان همزاد

بوده است

همیشه فکر میکنم روزی خواهد رسید که از این همه

رنج بودن هول و هراس زندگی و جبر رهایی

یابم  آن روز شاید چهره مرگ را ملاقات کرده باشم

و از کالبد خاکیم و دستانم که همیشه دوستشان داشتم

خداحافظی کرده باشم و بالهای سپیدم را را با موسیقی

رهایی بر پهنای آسمان لا مکان و لازمان خواهم کشید

و بالا خواهم رفت آنقدر بالا که هیچ هول و هراسی

 مر ا در نیابد

 

دوستان عزیز مرا خواهند بخشید که مدتی نتوانستم

وبلاگم را آپ کنم و به وبلاگهای دوستان هم سر بزنم

درگیر دست و پنجه نرم کردن با هول و هراسهای زندگی

بودم

کارها یی هم انجام دادم که در پست بعدی به نمایش خواهم گذاشت

یکی از تابلوهایم را اصلاح کردهام که داستانش مفصل است و

انشا... اثر اصلاح شده را به نمایش خواه گذاشت

 

این روزها دلتنگ نوجوانیها و خاطرات شهر خوبم(( آبادان ))هستم

دلم میخواهد به آن روزها و شهرم فکر کنم سوزش یاد روزهای گرم

گذشته وحس  دست نایافتنی ان روزها برایم لذت بخش است

صدای ترانه های ناله گون جیپسی کینگ مرا به 12 سال پیش میبرد

به دورانی که تازه وارد دبیرستان شده بودم دبیرستان ابن سینا و

دوستان خوب دبیرستانی که بیش از هر زمان مشتاق دیدنشان هستم

محمد بوالی –علی دانشمند –علی رضا کعبی – مهاویان _ هومن رستمی

کامیار توکلی_ رضا تمیمی _فرشید باقرزاده ..............

امیدوارم هرکجا هستید موفق باشید

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 12:56  توسط فرهاد رفیعی