پری

۳۵*۵۰
اکرولیک بهار ۱۳۸۸
دقیقا سیزده بدری که بدر نشدیم
اما این لطف را داشت که این اثر را تمام کنم این روزها
بیشتر از آن که به فکر تولید آثار جدید باشم به فکر احیا
و باز سازی تابلوهایی هستم که در گذشته کار کردم و
فروخته یا اهدا شدند که انشا الله با تغیراتی که خواهند
داشت بروز شوند

دوستان عزیز نظرات و انتقادات شما راهگشا و انرژی بخش
هستند دریغ نفرمائید
طراحی با خودکار

اثر فرهاد رفیعی ۱۰*۲۰
طرح بالا را در زمان استراحت در محل کارم کشیدم بدون استفاده از مداد یا طرح قبلی یک پرتره
از اسبی با یالهای بلند و مواج من اسب را خیلی دوست دارم اسب خیلی خیال انگیز مغرور و زیبا
است اسب نشانه استقلال در حرکت و زیبائی خیره کننده و غرور و فریبندگی است همیشه داشتن
اسب یکی از آرزوهای کودکی من بوده است
من سال ا سب بدنیا آمده ام
من از کودکی عاشق طراحی و نقاشی بودم البته هیچ وقت از مداد رنگی و بخصوص
پاستلهای روغنی کودکان خوشم نمی امد در آن ایام نظرم این بود که مدادرنگی
فاقد رنگ و جلای لازم و نقاشی با پاستل روغنی فاجعه بود بیشتر طراحی میکردم انقدری که
تمایل به خودکار داشتم به مداد تمایل نداشتم زیرا که مدادهم از نظر من کمرنگ و بی جلا
بود و نیز پاکن وتراش می طلبید برای کودک بی نظم و بی حالی چون من که یا
پاکنم را گم کرده بودم و یا تراش نداشتم استفاده از مداد هم جذاب نبود و همیشه به خودکار
پناه می بردم خودکار برای من روان پر جلا و پررنگ به نظر میرسید پاکن نمی خواست زیرا
اگر به اشکال بر می خوردم طرح را رها کرده و یکی دیگر میکشیدم تراش هم نمی خواست
فقط کاغذ سفید از دفترهای مشق گرفته تا کتابهای درسی حتی فرا تر رفته و در قسمتهای
سفید کتابهای پدرم
هنوز بعضی از آنها را دارم نوار سفید بالای برگهای دفاترم مملو بود از طرحهای درهم و برهم
از سربازان شمشیر و کمان بدست تا دیو اژدها و فیل شیر و پلنگ. معلمها سرزنشم می کردند که
دفاترت را کثیف میکنی و دفترهای شاگردان دیگر را نشانم می دادند که عاری و پاک از هرگونه
ذوق و قریحه ای بود زنگهای نقاشی و هنر ما همیشه توسط این معلمان بی ذوق و هنر برای
عقب ماندگی درسی یا کلاس تقویتی غصب میشد یا بی اموزش به حال خود رها بودیم ......
داشتم در مورد طراحی با خودکار میگفتم این عادت لذت بخش من یعنی استفاده از تنها وسیله
موجود در هر مکان((خودکار)) هنوز هم با من است و از آن لذت میبرم حتی سر کار آن زمانی
که فراغتی حاصل میشود بسیاری از همین طرحهای خودکاری جان مایه بسیاری از تابلوهای
پر کار و بزرگم شده است چون ایده ها سریع می ایند و سریع میروند پس باید آنها را ثبت کرد با
هر چه در دسترس باشد
دوستان عزیزی هر از گاهی بامن تماس میگیرند و از چندو چون آموزش مینیاتور یا نقاشی ایرانی
می پرسند خدمت دوستان گرامی عرض میشود زیر بنای این هنر فقط طراحی است یک طراحی قوی
از هرچه سراغ دارید از طراحی اشکال گرفته تا آناتومی بدن حیوان و انسان و پرنده و نقوش .....
طراحی خیلی مهم است محمو د فرشچیان پنج سال فقط طراحی کرد آنگاه دست به رنگ برد در حالی
که تا امروز که هشتاد سال دارد طراحی را ره نکرده است او در فرودگاه و مطب پزشک هم دست بردار
نیست در کودکی هنگامی که برای اولین بار با حاج میرزا امامی مینیاتوریست نامدار اصفهان معرفی میشود
برای آموزش استاد برای محمود کوچک یک طرح مدادی از آهو میکشد که آن را برای استاد طراحی کند
فردای آن روز فرشچان پنج ساله بیش از دویست طرح مختلف برای استادش میاورد تا استاد امامی بداند با
چه هنر جوئی طرف است
انشالله در تعطیلات سعی خواهم کرد یکی دو پست آموزشی طراحی برای دوستان و علاقمندان در وبلاگ قرار دهم
گنجی و ترا بی طلبیدن نتوان یافت........

داشتم مجله ای که در مورد استاد محمود فرشچیان چاپ شده بود را ورق میزدم
که برخوردم به صفحه بیوگرافی ایشان که روز تولد ایشان در ان درج شده بود
به تقویم نگاهی کردم و متوجه شدم سال روز هشتاد و یکمین سالگرد تولد ایشان
درست فردای آنروز است فردا شب حوالی زمانی که اطمینان داشتم منزل هستند
با ایشان تماس گرفتم و تولدشان را تبریک گفتم استاد سوپرایز شد چون خودش
هم فراموش کرده بود امروز روز تولدشان است
برای روز جمعه از محضرشان وقت ملاقاتی گرفتم و در وقت معهود در منزل
استاد حاضر شدم منزل استاد فرشچیان یک آپارتمان نسبتا بزرگ درشمال شهر تهران
است که فاصله چندانی با کاخ موزه سعد اباد ندارد وارد که شدم استاد و یکی از
شاگردان قدیمی استاد به نام خانم اکرم السادات حسینی نیز حضور داشتند استاد
با آغوش باز پذیرای من شدند

اندکی که آرام گرفتم استاد شخصا با چای خوش رنگ و عطر و گز پذیرائی کردند
و فرمودند که ببینم چه کرده اید ویاد اوری کرد که یادش هست در سری های
قبل کارهایم چه اشکالاتی داشته چند کار جدید مثل پیر فزانه شمع نیاز و ...
را خدمتشان عرضه کردم همچنین تابلو حلاج که اصلاح شده بود کارها را دقیق
و با حوصله ملاحظه کرد در مورد بعضی صریحا گفت :
آقای رفیعی من تحسینت میکنم کارها نسبت به گذشته خیلی خوب شده اینگار که
جهش داشته ای و فکرو اندیشه ات خیلی زیبا است البته اشکالهای تکنیکی داری
که اگر ادامه بدهی موفق خواهی بود
در مورد بعضی از کارها هم ایراد قدیمی که معمولا درگیر آن هستم را ذکر کرد و
گفت هر بار که آمدی گفتم این ایراد است و رفع کن دفعه دیگر با این ایراد آمدی
کارهات را نمی بینم البته بعد از چندی به بازویم زد و گفت شوخی کردم کار کن
بیاور ببینم
صحبت تلویزیون شد گفت:
مگه تلویزیون نگاه میکنی تلویزیون چی داره که وقتت را برای ان تلف میکنی
چند تا سئوال پرسیدم هر کدام را که دلش میخواست جواب میداد و برای توضیح
بیشتر به آثارش مراجعه میکرد و انها را نشانم میداد که باید اینجا اینطور باشد
البته وقتی که نمی خواست چیزی را بگوید نه نمی گفت اما میگفت:
((حالا بعدا))؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
جواب بعضی از سئوالها هم فقط این بود : باید کار کنی تا دستت بیاد
فضای منزلش پر بود از کاغذ و کتابها می گفت:
من اگر تنها باشم زندگیم را کاغذ بر میدارد
یک کار تازه تمام شده هم در مورد فردوسی داشت که برایم اورد که
سئوال دیگری پرسیدم با نگاهی نافذ و پر معنی گفت :
گنجی و ترا بی طلبیدن نتوان یافت
آسان به تو بی رنج کشیدن نتوان یافت
با راهروئی واقف این راه چنین گفت
((آهسته که این ره به دویدن نتوان رفت.......))
-واقعا سن و سال استاد ازحوصله اموزش و کلاس بیرون است خودش
میگوید که کسی که پیش من می اید که کارهایش را ببینم در صورتی که
الفبای نقاشی را بلد باشد او را راهنمائی خواهم کرد و گرنه باید برود پیش اساتید
دیگر بیاموزد بعد بیاید راهنمائی بگیرد راهنمائی های استاد بسیار دقیق و کارشناسانه
است ایشان اصول حرفه ای کار خود را به خوبی رعایت میکند و هیچ مطلب ونکته ای
را سهل و اسان در اختیار هنر جو قرار نمی دهد بیشتر معتقد به تلاش و سعی هنرجوست
تا اموزش و درس دادن
البته حق هم دارد زیرا عمر خود را بر سر این کار گذاشته من نیز
که بسیاری از مراتب نقاشی و طراحی را به صورت خود اموز و مبتنی
بر تلاش خود طی کرده ام با رنج اینگون آموختن بیگانه نیستم
در پایان فرارسیدن بهار و سال نو را به شما دوستان عزیز تبریک میگویم. ![]()
فرهاد رفیعی
این هم ماهان کوچلوی من در سالگرد تولد یکسالگی و
روز جهانی پاپیون و ژست

