اندیشه سیمرغ(عطار)............اثر فرهاد رفیعی ۱۳۸۸
سیمرغ .. نقش گمشده
اولین بار سال 83طرح اثر اندیشه ژرف را سر کلاسی که مدرسش بودم
روی کاغذ پیاده اش کردم و بعد هم کمی تغییر و روی یک تکه
ماکت 35*50با اکرولیک اجرا کردم خوشم امده بود ازش
ولی معنی گمشده ای در ان میجستم که نمی یافتم
بعد اصل اثر را بردم محضر استاد فرشچیان ایراداتی مطرح کردند
حسش نبود اثر رااصلاح کنم
اثر را به دوست عزیزی که خیلی مدیونش بودم هدیه کردم
در سال 86 به فکر باز سازی دوباره اثر افتادم با چیزهای جدیدی
که یاد گرفته بودم اثر را دوباره خلق کردم
تغیراتی هم پیدا کرد مثلا در گوی تکیه گاه
پیر فرزانه اثر که تمثیلی از اندیشه دوار و مستحکم اوست نقش پرنده ای
پیدا شد منهم نقش را کامل کردم اما این هنوز نقش گمشده من نبود
دوست عزیز دیگری پیدا کردم که مدیونش بودم انهم خیلی زیاد تابلو
دوم را به ایشان هدیه کردم
سال گذشته 3 طرح را همزمان شروع کردم یکی بازسازی این
تابلو برای بار سوم بود به پیشنهاد همسر مهربانم اندازه اثر را بزرگتر
از قبل گرفتم و جالبتر از آن که حلقه گم شده اثر در نسیم خیالم پیدا شد
و در گوی اندیشه پیر فرزانه اینبار نقشی از سیمرغ پیدا شد و هیا هوی
سی پرنده به گوشم رسید نقش گمشده عیان شد وهویت نهان پیر فاش
گردید ..... عطار بله این پیر فرزانه عطار بود که در هوای اندیشه
سیمرغ سیر میکرد
در خود خزیده بودم ....
مدتها بود که نه حس و حالی برای نقاشی داشتم ونه دل و دماغی برای
وبلاگ نویسی در اغمائی از بی انگیزگی و عدم تمرکز فکری به سر
میبردم چرایش خیلی مهم نیست ولی حاصلش چند ماه نقاشی نکشیدن
شد و رنج بیهوده بودن
البته کمی حالم بهتر شد واحساس جمود م دوباره سیال شد
مدیون استاد شجریان و آواز جان عشاق ا یشان هستم بالاخره
چیزیی پیدا شد که بغض فرو خورده ام را بشکافد وآهسته آهسته راه
اشکهایم را باز کند و بگریم و بگریم اول از دست خودم بعد از دست
روزگار ..... ودلم که مدتهاست از دلتنگی خدا و خوبی و نور
مرده است
این هم عکسهای جدید ماهان پسر گلم

اصفهان................................... بهار ۸۸ آمادگاه
بی شک استاد شجریان ،استاد محمود فرشچیان و استاد امیر خانی سه چهره ماندگار ،فاخرو تکرار ناشدنی عرصه هنر معاصر ایران زمین هستند اما گوئی استاد شجریان با صدای مخملین و هنر بی پایانش در آواز ایرانی نه در قلب عوام بلکه در خانه دل خواص نیز جایگاهی خاص و خدشه ناپذیر دارد .... روزی که در منزل استاد فرشچیان به حضور ایشان رسیده بودم فیلم یکی از کنسرتهای شجریان را برای ایشان هدیه برده بودم نگاهی نافذ به حقیر انداخته و گفتند :((من هنگام نقاشی شجریان گوش میکنم می دونی چرا ؟ چون در صدای شجریان ......آنی...... هست که در صدای دیگران نیست)) به گمانم تمام ایرانیها چه آنها که روزه میگیرند چه آنها که نمیگیرند دلداه ....آن .... دلنشین ربنای استاد هستند به نظر من هیچ جایگزین و مشابه ای برای این اثر ملی و ماندگار نمی توان به مردم قالب کرد اول آن مثنوی خانی چند خوردی چرب و شیرین را حذف کردند حالا هم ربنای استاد اذان موذن راده هم یک خط در میان واقعا چه باید گفت ......علت این همه بیمهری به خسرو آواز ایران استاد شجریان را باید در اختلاف بین استاد شجریان و صداوسیما دانست که البته به نظر من حق با استاد شجریان است



