تبليغاتX
پرنیان نقش

پرنیان نقش

موضوعاتی در مورد مینیاتور(نقاشی ایرانی )به همراه اثار نقاشی فرهاد رفیعی

بالاخره تمام شد

تابلو را میگم درست از اردیبهشت ماه تا هفته پیش کار برد

البته با توجه به ضیغ وقت و حس و حال و این که کار ابداعی

بود خیلی کن پیش میرفت

تکنیک کار تمام رنگ آکرلیک روی مقوا ماکت می باشد

کار کاملا ابداعی است و از هیچ اثر دیگری الگو وکپی برداری

نشده است

 

این تابلو در حقیقت تصویر سازی یک داستان عرفانی از مثنوی

معنویست داستانی در مورد شیخ ابو الحسن خرقانی که از عرفای

بزرگ بوده است مولوی در این داستان میگوید یکی از ارادتمندان

شیخ از راه دور برای دیدار شیخ راهی خرقان مکانی در خراسان

امروزی میگردد چون به خانه شیخ میرسد همسر شیخ که پیرزنی

بدشکل و بدخو و منکر مقامات شیخ بوده اظهار میدارد جهت آزار

شیخ وی را به هیزم شکنی در بیشه واداشته است مرید بیچاره با

ناراحتی راهی بیشه شده و با صحنه ای عجیب روبرو میگردد

او شیخ را میبیند که درحالی که پشته هیزم بر پشت شیر شرزه

نهاده است و گویی بیشه و حیوانات وحشی بیشه با او همدم و همنفس

هستند وبا او انس و الفتی دارند ..........

 

مریداز شیخ میپرسد که ای شیخ تو را این چه حکایت است که همسر

تو ان زن تند منکر تواست و این حیوان درنده مطیع تو

شیخ میگوید آن زن مایه ریاضت و آزار من است وتا فرمان آنچنان

گرگی را نبری اینچنین شیری فرمان تو را نخواهد برد...

 

این داستان و صحنه های همیشه در ذهن من مصور میگشت

چندین اتود مدادی زدم و تغیرات زیادی در طراحی دادم میدانستم

که کار پرکار و وقت گیری است و البته چون سایز کار خیلی

بزرگ نیست امکان ظریف سازی زیادی هم نیست با اینکه یک

کار تمام رنگ و نیمه کاره از سال گذشته روی دستم مانده بود

ولی شوق این کار اجازه کار دیگری نداد

 

تقریبا از اوایل اردیبهشت تا اواخر این ماه که شهریور باشد

وقت گرفت قبلا گفته بودم که وبلاگ را تا حرفی برای گفتن

نداشته باشم آپ نمیکنم ظاهرا این قضیه مانع از آپ کردن

وب شد به بزرگی خودتان ببخشید

 

خیلی از دوستان میگفتند که چرا کارهایت خلوت هستندو

به اصطلاح سوژههای مجرد کار میکنید هرچند میل شدیدی

به سوژههای مجرد دارم و زیاد به کارهای شلوغ مایل نیستم

ولی هر از گاهی هم نیاز به این جور کارهایی هست

 

در مورد اسم هم بازهم مایلم دوستان عزیز نظر داده و مرا

در این باب یاری داده و اسم پیشنهاد دهند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 17:24  توسط فرهاد رفیعی  | 

 

 

 

اثر بالا در اسفند سال گذشته به شیوه ابرنگی با اکرولیک کار

شد که کارهای پایانی اثر در نوروز امسال انجام شد در میان کار

چند بار داشتم بی خیال میشدم و احساس میکردم که کار کشش

لازم را برای به اتمام رسانیدنش ندارد ولی هر بار حس

میکردم که دلم برای کار میسوزد و نقاشی دلشکسته میشود و

اگر کنارشبگذارم

 خلاصه در پایان کار دیدم بد هم نشد امابه طور کل فراموشش

کرده بودم

که امروز به نمایشش میگذارم

این اثر با الهام از شخصیت ابوسعید ابی الخیر عارف و صوفی

شهیر ایرانی کار شده است اسم این اثر را خرقه پوش گذاشتم

البته از قبل به این شخصیت و حکایات  شنیدنیش خیلی علاقه

داشتم برای این که ذهنیتم بیشتر شود کمی ازاشعار و گزیده

از کتاب اسرار التوحید که درمورد ایشان بود خواندم البته

این هنوز ان چیزی که من میخواستم از ابوسعید به تصویر

بکشم نیست فقط سعی کردم خصوصیت ظاهری ابوسعید را

که خوانده بودم به تصویر بکشم......

 

نمیدونم نظر شما چیه؟؟؟؟؟


امان از راه بی عابر

امان از شهر بی شاعر

امان از روز بی روزن

امان از این همه رهزن

امان از باد بی باده

امان از سرو افتاده

امان از تیغ بی درد آر

به جای بوسه بر گردن

امان از سایه بی سر

بر این در گاه درد آور

امان از ناتمام تو

امان از روزبی رویا

امان از شام مرگ آوا

امان از جای صد دشنه

میان چین پیراهن

امان از شعله اخر

هجوم باد و خاکستر

که از پروانه پر پر

 اجاق شب نشد روشن

ببار ای خوب دیروزی

بر این بازار خودسوزی

که این غمخانه بی می

ندارد آب مرد افکن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:4  توسط فرهاد رفیعی  | 

((گویند که در خانه دل هست چراغی

                                               که اندر حرم افروختنی نیست))

باسلام خدمت دوستان و علاقمندان به آثار هنری اثری که ملاحظه

می فرمایید یکی از آخرین آثار من می باشد وتکرار یکی از

آثار قدیمی ام است که در سال ۷۹با همین موضوع خلق شده

بود 

 اصل اثر چندی پیش به یکی از دوستان هدیه شد وچون کار قبلی

از نظر تکنیکی و طراحی ایراداتی داشت با اصلاح ایرادات به سبک

سپید قلم مجددکار شدکه امیدوارم که مورد توجه دوستان قرار بگیرد

اثر اندیشه ژرف نیز مجددا باز سازی شد که در پست بعدی به در وبلاگ

به نمایش خواهم گذاشت تابلو حلاج وشان و اندیشه ژرف که قبلا به

ملاحظه دوستان رسید از نظر استاد محمود فرشچیان دارای اشکالاتی

بود که اشکالات رفع شد البته تابلو حلاج وشان فقط اصلاح شد که به

گفته دیگران خیلی تغییر کرد هفته آینده هر دو اثر را به نمایش خواهم

گذاشت

نظر فراموشتان نشه دوستان عزیز

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 16:9  توسط فرهاد رفیعی  | 

TinyPic image 

 

 

اثر فرهاد رفیعی 50*70

اکرولیک  روی مقوا 

  مهرماه ۸۶

 

 

TinyPic image

 

 

مراقبه یا به قول فرنگیها مدیتیشن یک روش و تمرین

برای روح و روان و ذهن است برای سیر و سلوک

درونی انسان و دریافت حقایق ملکوتی و غیبی میباشد

یا به زبان ساده تر تلاش جهت تصیح خیال و ذهن زیرا

که ذهن و خیال دروازه درونی انسان است و این ذهنیات

و خیالات آدمهاست و رفتار و روحیات آنان را جهت میدهد

در مراقبه سعی بر آن است که ذهن را از هرگونه فکر و خیال

رهایی بخشند که در نهایت به آرامشی بی بدیل و نورانیتی

فوق العاده میرسند و الا آخر .........

 

این تابلو را با الهام از این مطلب به تصویر کشیده ام

 

راستی میخواستم از شما سوال کنم که اگر شما جای من

بودید چه سوژهایی را برای نقاشی انتخاب میکردید

خوشحال میشم اگر به این سوال پاسخ دهید

 

 

 

نظر فراموش نشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:32  توسط فرهاد رفیعی  | 

  TinyPic image

اثر فرهاد رفیعی

اکرولیک روی مقوای ماکت ۲۰*۷۰

بعد از تمام شدن اخرین اثر پر کار یک هفته ای کار جدیدی شروع نکردم و

خیلی کلافه بودم گفتم یک کاری انجام بدم حتی شده دست گرمی باشه

یک هفته ای گذشت و این اثر سپید قلم را کار کردم ولی اسم مناسبی

پیدا نکردم شما مرا راهنمایی کنید تا اسم مناسبی براش پیدا کنم منتظر

اسامی زیبا و نظرات مهم شما هستم     

1-طراحی :شناخت صحیح از طرح و فرم و نورو سایه و مهارت در

ایجاد یک طرح محکم و قوی که باتمرین زیاد محقق میگردد

2-در آبرنگ نور و سایه بسیار مهم است زیرا با این دو عنصر حجم

در نقاشی نشان داده میشود  در آبرنگ نقاشی به دو گروه کلی نور و سایه

ساده میشود این ساده کردنها خیلی مهم است

3-یادگیری 3کنیک کلی آبرنگ یعنی تر روی تر وتر روی خشک و نیز

لکه گذاری

4- مطالعه عمیق و اثر گذار کارهای قوی و استادانه آبرنگ کاران خوب

مانند –استاد ایزدی –استاد نور محمد زاده –استاد مظلومی_استاد صادقی

که مجموعه آثار تمام این هنرمندان چاپ شده (انتشارات نگار)

5-استفاده و آشنایی با لوازم وابزار آبرنگ مرغوب از مقواگرفته آبرنگ

و حتی اسفنج .....دست هنرمن به جنس و رنگ آبرنگ عادت میکند پس

بهتر است از مرغوبترینها استفاده کنید

6-تهیه کتابهای آموزشی که بسیار خوب و آموزنده است

-آبرنگ در ده درس –تونی کاچ

-نقاشی آبرنگ خوزه پارامون

-نقاش گل در آبرنگ –ژان کونز

7-تمرین و تمرین و کار خراب کردن تا یک روز بالاخره کارمهارت لازم

کسب شود

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 13:7  توسط فرهاد رفیعی 

 

وادی طور

تکنیک آکرولیک

اندازه اثر 50*35

هنگامی که موسی کلیم ا... در کوه طور به

همراه زن و فرزندش در شبانگاهی تار و سرد

ره میسپرد از دور آتشی دید به سوی آتش شتافت

هنگامیکه به آتش رسید درختی را دید که شعله های

آتشی شاخ و برگ درخت را در مینوردد اما درخت

نمی سوزد موسی ابتدا عصا و سپس دست خود را در

آتش وارد نمود اما نه عصا و نه دست موسی نسوخت

موسی حیران شد و آتش به صدا درآمد وموسی را خطاب

قرار داد که ((انی انا الله فاعبدنی )) پس منم پروردگارتو

مرا عبادت کن موسی از هیمنه ملکوتی به سجده افتاد از

آتش موسی را خطاب قرار داد که ((فااخلع نعلیک انک

باالواد المقدس طوی))ای موسی کفش از پای برون نما

که تو در محظر مقدس کبریای مایی عرفای شامخین

نعلین موسی را نشان تعلقات دنیایی انسان میدانند

زن و فرزند موسی تعلقاتی بودند که در وادی طور

موسی به یاد آنها بود .......

تابلو وادی طور و منصور حلاج هر دو در یک زمان

به من الهام شدند هر دو کارها ابداعی هستند و از

هیچ اثر دیگری نیز الهام گرفته نشده اند البته استاد

بزرگوار استاد محمود فرشچیان اثری با نام موسی

دارد که تمام این داستان را به تصویر کشیده است

که البته بسیار با کار بنده متفاوت میباشد چون ایشان

در آن اثر بیشتر به تبدیل عصا به اژدها توجه داشتند

اما بنده سعی کردم سخن گویی آتش را به بیننده نشان

دهم نمی دانم در این امر موفق بوده ام یا نه نظر شما

دوستان عزیز چیست

نظرات و انتقادات شما هنر دوستان موجبات دلگرمی

تشویق و پیشرفت بنده حقیر میگردد دریغ نفرمایید

 


وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابدچشم ترا پیش از ازل می افرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم

نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن

دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

ادم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو

نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

 

شعر تیتراژ پایانی سریال مدار صفر درجه

با صدای زیبای علیرضا قربانی

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 18:29  توسط فرهاد رفیعی 

حلاج وشان ۵۰*۳۵ ۱۳۸۶

مدتها بود که شخصیت حسین بن منصور حلاج فکرم را به

خود مشغول کرده بود داستان عجیب حلاج همچون تصاویر

یک فیلم از جلوی دیده گانم می گذشت مطالعه کردم فکر کردم

و افکارم را تصویر سازی نمودم مدتی هم اسکیس و اتود زدم

تا به یک طرح قابل قبول رسیدم و دست به کار شدم تصویری

تصویری که میبینید حاصل شد امیدوارم مقبول افتد

منصور حلاج

حسین بن منصور حلاج از مشایخ صوفیه و عرفان قرن

میباشد  او در شیوه سلوک عرفانی خود یکی از شرایط

اهل سلوک را رعایت نمی کرد که خود باعث برجستگی

او شد کرامتهای بسیاری از او نقل شده او اسرار توحیدی

را فاش میساخت

گویند در آخر کار بانگ انا الحق میزد  سر انجام خلیفه

عباسی او را دستگیر زندانی و سپس در میدان شهر اعدام

کردند

شخصی از حلاج پرسید عشق چیست

حلاج پاسخ داد : امروز بینی و فردا بینی و پسین فردا

آنروز حلاج را بر دار بستند و تازیانه زدند فردا دست

و پای او را بریدند و پس فردا گردن زدند وپیکرش را

دربوریا پیچیده و آتش زدند سپس خاکسترش را بر فراز

بلند ترین برج بغداد بر باد دادند

بعد از او بسیاری از بزرگان علم و عرفان ادعای حلاج

را تکذیب یا تایید نمودند

عارفی گفته است موسی در کوه طور از درختی بانگ

انا الحق شنید پس بانگ انا الحق شنیدن از نیک مردان

روا است

این اثر پس از بررس توسط استاد محمو فرشچیان

به توصیه ایشان اصلاح شد

نظرات شما دوستان عزیز موجب دلگرمی و تشویق این جانب

می باشد . دریغ نفرمایید.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:30  توسط فرهاد رفیعی  | 

 

دی شیخ با چراغ می گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و  انسانم آرزوست

گفتند یا فت می نشود گشته ایم ما

گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست

 TinyPic image

اندازه اثر ۵۰*۳۵ اکرولیک تابستان ۸۵


 

ضمن عرض سلام خدمت دوستان عزیز و همراه

قبل از هر چیز می باید از این که مدت زیادی بود

که وبلاگم را آپ نکرده بودم عذر بخواهم بعضی

 وقتها موارد و مشکلات زندگی به قدر زیاد می

شوند که ادمی فرصت رسیدگی به  د لمشغولیهای

 خود را پیدا  نمی کند

 بعضی وقتها هم هست که

 شرایط محیط به شخص اجازه نمی دهد اما به نظر

 من آدم زرنگ کسی است که در هر شرایطی خودش

را با محیط وفق بدهد اصلا رمز ماندگاری همین

است که آدم در هر شرایط بتونه خودش را وفق بده

و آنطور که میشه و امکان دارد  به علاقمندیهاش

برسه منهم امیدوارم که بتونم در گذر از گذرگاه تنگ

و ملتهب این زندگی وروزگار نا مراد بتونم عاشق بمانم

 و به هنر بپردازم که واقعا این نقاشی و هنر است که

 میتونه در شرایط سخت به ادم کمک کنه ونیار ادمی

 به آرامش را پاسخ دهد

 به قول استاد فرشچیان زندگی

برای همه فراز و نشیب بسیار دارد و برای من هم اینطور

بوده و هست اما در سهمگین ترین زمانها و حوادث این

زندگی دست از نقاشی کردن و هنر برنداشتم

در این میان تاثیر محیط و شرایط حاکم بر عرصه فرهنگ

و هنر در شکوفایی و مدد هنرمند انکار ناکردنی است

هرچند متاسفانه در کشور ما که بر حسب اتفاق مهد هنر

هم هست متولیان عرصه فرهنگ  به هنر و هنرمند بهایی

در خور نمی دهند و فکر نان همیشه هنرمند را در خود

اشفته می دارد لیکن مردم خوب و هنرشناس ایران همیشه

مشوق ذوق و هنر هنرمند ایرانی بودند تا این کاروان طراوت

و زیبایی از پا ننشیند

 باید افسوس خورد که چرا هنردوستان

آنسوی مرزها به آثار هنری و فرهنگی ایرانی به چشم اشتیاق

و قدر شناسی می نگرند و این سوی مرز.........

+ نوشته شده در  شنبه ششم آبان 1385ساعت 12:8  توسط فرهاد رفیعی  |